خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من دلخسته هر دم بهر آن نازک بدن میرمگه از رنگ قبا گاهی ز بوی پیرهن میرم
۲
چو سایه از سرم برداشت آن سرو روان باریروم بر یاد او در سایه سرو چمن میرم
۳
شهید عشق را جز من کسی ماتم نمی داردکه خواهد ماتم من داشتن روزی که من میرم
۴
گر از پیراهنش یک رشته پیوند کفن بینمزنم پیراهن جان چاک و از ذوق کفن میرم
صفحهٔ ۱ از ۲