خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهر کز وصف آن لبهای شکرخند می ریزمنه گوهر بلکه شکر می فشانم قند می ریزم
۲
دلم دریای خون آمد به رویش چشمم آن کشتیکش از ته می تراود خون دل هر چند می ریزم
۳
نمی آید چو تو هر چند کاندر قالب فکرتز جان مانند تو صد شکل بی مانند می ریزم
۴
همه خوبان مرا فرزند و من آن مهربان پیرمکه نقد دین و دل در پای هر فرزند می ریزم
صفحهٔ ۱ از ۲