خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبها که داغ فرقت آن ماه می کشمتا روز ناله می کنم و آه می کشم
۲
زان مه نمی کنم گله کین محنت و بلااز بخت تیره و دل گمراه می کشم
۳
شبهای خویش را که ز زلفش سیاه شداز رویش انتظار سحرگاه می کشم
۴
تا تاج شد به فرق سرم گرد دامنشدامن ز تخت و منزلت و جاه می کشم
صفحهٔ ۱ از ۲