خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما نه آن قومیم کز بار کسی گردن کشیمور خسی در راه ما خاری نهد دامن کشیم
۲
می کشیم از تیر خوبان دردی درد آن چنانکز کف روشن جبینان باده روشن کشیم
۳
توسن کین هر که انگیزد به قصد جان ماما ز مهرش نقد جان زیر سم توسن کشیم
۴
هر که خواهد بهر ما دوزد ز محنت خلعتیریسمان از رشته جانهاش در سوزن کشیم
صفحهٔ ۱ از ۲