خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه حسن است این که گر هر دم رخت را صد نظر بینمهنوزم آرزو باشد که یک بار دگر بینم
۲
چنین شوقی که من دارم چه تسکین یابد ار ناگهبرون آیی و چون عمر عزیزت در گذر بینم
۳
مگو در ماه و خور بین الله الله چون بود ممکنکه تو پیش نظر باشی و من در ماه و خور بینم
۴
به تاریکی هجرانم مکش ای غم دمی دیگربود کز پرتو رخسارش این شب را سحر بینم
صفحهٔ ۱ از ۲