خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود آیا که من آن شکل همایون بینمآن رخ فرخ و آن قامت موزون بینم
۲
زیستن دور ز روی تو نه از طور وفاستشرمساری که دگر روی تو را چون بینم
۳
تا گرفته ست غمت ملک دل از خیل سرشکهر شبی بر سپه خواب شبیخون بینم
۴
باد از خنجر کین تو به صد پاره دلمگر نه هر لحظه در او مهر تو افزون بینم
صفحهٔ ۱ از ۲