خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جدا ز لاله رخ خود بهار را چه کنمهزار داغ به دل لاله زار را چه کنم
۲
ز خون دیده کنارم پر است بی لب یارکنار کشت و لب جویبار را چه کنم
۳
گرفتم آنکه کنم دیده را به گل مشغولدرون جان و دل این خار خار را چه کنم
۴
به طوف باغ غم روز را برم بیرونبلا و محنت شبهای تار را چه کنم
صفحهٔ ۱ از ۲