خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شب به پاسبان تو جان در میان نهمآنگه رخ نیاز بر آن آستان نهم
۲
گفتی رخم ببین و به جان منتم بکشفرمان برم به دیده و منت به جهان نهم
۳
پای مرا به قید وفا استوار کنزان پیش کز جفای تو سر در جهان نهم
۴
شبها ز شوق روی تو با چشم اشکباربنشینم و نظر به مه آسمان نهم
صفحهٔ ۱ از ۲