شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو نبود روی جانان دیدهٔ روشن نمی‌خواهمچه جای دیده روشن که جان در تن نمی‌خواهم
۲
میفروز ای رفیق امشب چراغ این کلبهٔ غم راکه بی‌روی وی این ویرانه را روشن نمی‌خواهم
۳
ز تار و پود هر جنسی تنش آزار می‌گیردبه جز برگ گل سوریش پیراهن نمی‌خواهم
۴
غمش آتش به من در زد رمید از دل خیال اوکه من شب‌ها ز قُدسم گوشهٔ گلخن نمی‌خواهم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth