خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دم ز تو بر سینه صد داغ جفا خواهمبا درد تو خو دارم حاشا که دوا خواهم
۲
هر کس به هوای دل خواهد ز تو مقصودیاین جمله طفیل تو من از تو تو را خواهم
۳
نتوان به مژه رفتن از رهگذرت گردیآن به که من این سرمه از باد صبا خواهم
۴
نبود چو رقیبانم در حوصله پیوندتلیک از تو رقیبان را چون خویش جدا خواهم
صفحهٔ ۱ از ۲