خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دیده ای که ز راه تو خار و خس چینمدریغم آید اگر در گل و سمن بینم
۲
اگر چه دنیی و عقبی کنند بر من عرضمن آستان تو بر هر دو کون بگزینم
۳
من و دعای تو همواره این بود کارممن و هوای تو پیوسته این بود دینم
۴
مگو به طرف چمن شو نظاره کن در گلچو مرغ باغ نه من عاشق ریاحینم
صفحهٔ ۱ از ۲