خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کجا باشد چو تو شوخی کماندار و کمند افکنشکرگفتار و شیرین لب سمن رخسار و سیمین تن
۲
خرامان هر کجا باشی رخ ما و کف آن پاسواره هر طرف رانی سر ما و سم توسن
۳
سپاهی کشته شد هر گوشه ای تیر نظر مگشاجهانی فتنه شد هر جانبی طرف کله مشکن
۴
به صد خواری سرم افتاده در میدان عزیزش کنزکات حسن را چون گوی یکبارش به چوگان زن
صفحهٔ ۱ از ۳