شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همچو نقطه خال آن شیرین دهنزیر لب افتاده بالای ذقن
۲
می کنم زان خال لب هر لحظه یادمی نهم داغی به جان خویشتن
۳
حرص دانه رفت از مور و نرفتشوق خال او هنوز از جان من
۴
گم شد اندر پیرهن لاغر تنمرشته ای کم باش گو از پیرهن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth