خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند از دگران وصف جمال تو شنیدنخوش آنکه میسر شودم روی تو دیدن
۲
ترسم رود از دست اگر روی تو بینمزینسان که شوم مست ز نام تو شنیدن
۳
از اشک خود آموختم ای مردم دیدهآغشته به خون پیش تو هر لحظه دویدن
۴
کبک ار چه به رفتار بسی تیز نهد پایدستش ندهد با تو درین شیوه رسیدن
صفحهٔ ۱ از ۲