شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای شه تنگ قبایان مه زرین کمرانسرور کج کلهان خسرو شیرین پسران
۲
مرهم سینه بی کینه آشفته دلانمردم دیده غمدیده صاحبنظران
۳
تا کی افتم به رهت آه زنان اشک فشانتا کی آیم به درت نعره زنان جامه دران
۴
گذری کن به سر عاشق مهجور که هستمحنت عاشقی و دولت خوبی گذران
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth