خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه زهد آید مرا مانع ز بزم عشرت اندیشانغم خود دور می دارم ز بزم عشرت ایشان
۲
به جایی کاطلس شاهان نشاید فرش ره حاشاکه راه قرب یابد دلق گردآلود درویشان
۳
مباش آن شوخ گو شرمنده ز آیین جفا کوشیکه نبود شیوه آزار در دین وفاکیشان
۴
نه اندیشم دعایی غیر ازین کان شاه خوبان رامبادا هیچ گه آسیبی از کید بداندیشان
صفحهٔ ۱ از ۲