خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خاک نعل توسن تو تاج سرکشاندیوانه جمال تو خیل پریوشان
۲
خواهند سرو و گل که به راهت شوند خاکروی که گشت باغ روی مست و سرخوشان
۳
دی می شدی سواره و من بوسه می زدمهر جا ز نعل اسب تو می یافتم نشان
۴
مردم ز شوق آن لب میگون خدای راکز جام نیم خورد خودم جرعه ای چشان
صفحهٔ ۱ از ۲