شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
موسم عید و بهار خرم و شاه جهانسایه ابر و کنار سبزه و آب روان
۲
مطرب خوش لهجه را بر لب نوای ارغنونساقی گلچهره را بر کف شراب ارغوان
۳
ای که می لافی ز لطف طبع خود انصاف دهدر چنین حالی ز می پرهیز کردن چون توان
۴
باده نوشین روان در جام زر ریز ای ندیمقصه جم تا کی و افسانه نوشین روان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth