شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کنا شئون ذاتک فی وحدة البطونصرنا سواک حیث تقلبت فی الشئون
۲
یک جلوه کرد حسن تو بیرون فکند عکسهر نقش دلربا که نهان بود در درون
۳
ما را ز ذات و فعل و صفت هیچ بهره نیستجز آنکه تو به صورت ما آمدی برون
۴
ساقی بیا و باده بی چند و چون بیاراز بزمگاه عشق مبرا ز چند و چون
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth