شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کشیده بود مه از حسن سر به چرخ برینچو دید روی تو آمد ز آسمان به زمین
۲
ز دیده بس که نگین های لعل ریخت گرفتگدای تو همه روی زمین به زیر نگین
۳
کمین چشم تو را بنده ایم بهر خدایمپوش چشم عنایت ز بندگان کمین
۴
شمیم زلف تو شد همدم نسیم شمالز رشک نافه به صحرا فکند آهوی چین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth