شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پس از مردن به خاک من گذر کن غمگذار منببین صد حرف غم در هر خط از لوح مزار من
۲
به کویت بس که آه آتشین از دل برآوردمسگت را داغها مانده ست بر جان یادگار من
۳
نبیند کس فروغ مهر را تا حشر اگر ناگهفتد بر روی روز این سایه شبهای تار من
۴
فرود آید شبی این کلبه غم بر سرم زینسانکه طوفان می کند در گریه چشم اشکبار من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth