شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خاک پای توسنت افزوده آب روی مندر عشقت از روز ازل با محنت و غم خوی من
۲
هر روز بر شکل دگر خود را به راهت افکنمباشد ندانی کان منم بینی به رحمت سوی من
۳
در جست و جوی وصل تو آمد به سر عمرم ولینبود به جز بی حاصلی محصول جست و جوی من
۴
تا کی پی آغوش تو هر سو برم دست هوسمشکل که آرد چون تویی سر در خم بازوی من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth