شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیاده سوی چمن سرو من گذار مکنبه سبزه و سمن آن پای را فگار مکن
۲
به خون نشست گل از رشک سبزه بهر خداکه پا برهنه دگر گشت جویبار مکن
۳
گل است آن کف پا گل به پیش او خاریبه خاک پات که آزار گل به خار مکن
۴
به خنجر ستم و جور سینه ام مشکافچو لاله داغ نهان من آشکار مکن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth