خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دیده بشنو گفت من نظاره آن رو مکنمن خو به هجران کرده ام دیگر مرا بدخو مکن
۲
ای کز پی نظاره ره بر کوی آن مه می کنییا ترک دین و دل بگو یا خود گذر زانسو مکن
۳
رویش ببین ای باغبان شرمی بدار از روی خودپیش چنان رو بیش ازین وصف گل خودرو مکن
۴
ای بسته دل در نیکوان با طعن دشمن شاد زیروی نکو می بایدت اندیشه از بدگو مکن
صفحهٔ ۱ از ۲