خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الله الله کیست مست باده ناز این چنینکرده با خونین دلان بدمستی آغاز این چنین
۲
چند بار سرکشم خواهم فکندن در رهشگر رسد بار دگر مست و سرانداز این چنین
۳
قالب فرسوده را خواهد شکستن چون قفسمرغ جان را گر بود سوی تو پرواز این چنین
۴
راز عشقت را چو جان می خواستم دارم نهانوه چه بودی گر نبودی گریه غماز این چنین
صفحهٔ ۱ از ۲