خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طره شبرنگ و جعد مشکسای خویش بیندر خم هر موی صد دل مبتلای خویش بین
۲
بر لب بام آ شبی هر سو چو من افتاده ایسر نهاده زیر دیوار سرای خویش بین
۳
برنشان پای تو رخ سوده ام شب تا سحراز رخم اینک نشان بر خاک پای خویش بین
۴
ز آرزوی یک نظر می میرم ای سلطان حسنسرکشی از سر بنه سوی گدای خویش بین
صفحهٔ ۱ از ۲