خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جلوه آن شوخ و جولان سمند او ببینهر طرف آزاده ای سر در کمند او ببین
۲
فتنه را خواهی پی تاراج عقل و دین سوارکرده جا بر پشت زین سرو بلند او ببین
۳
بس که خون گریم به راهش چون مه نو در شفقغرقه در خون دلم نعل سمند او ببین
۴
لب ز می تر کرد طاووسان باغ سدره راچون مگس پیرامن جلاب قند او ببین
صفحهٔ ۱ از ۲