شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۸۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو آن مهی که برد خجلت آفتاب از توتو آن گلی که شود غنچه در نقاب از تو
۲
دلم که عشق بر او صد در بلا بگشادرخ امید نتابد به هیچ باب از تو
۳
همیشه عادت شاهان بود عمارت ملکچه حکمت است که شد ملک دل خراب از تو
۴
عنان صبر شد از کف درین هوس که گهیرسم به دولت پابوس چون رکاب از تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth