خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی چشم جهان بین روشن از توبه چشم ما جهان چون گلشن از تو
۲
مکن گو خانه ام روشن مه پرکه پر ماه است بام و روزن از تو
۳
ز بس در دلیری استاد گشتیبتان گیرند تعلیم این فن از تو
۴
لبت گر جان ستان بودی چو غمزهنبردی جان سلامت یک تن از تو
صفحهٔ ۱ از ۲