شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۸۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز ابروانت متصل عشاق را محراب دوبا غمزه و چشم تو دل قربان یکی قصاب دو
۲
مقصود ما زان ابروان باشد سجود روی توقبله نباشد جز یکی گرچه بود محراب دو
۳
بگشای برقع زان دو رخ تا چشم انجم بر زمینبیند به عکس آسمان خورشید عالمتاب دو
۴
تنها یکی تن چون کشم از تو عنان دل چنینکز زلف مشکین سوی او افکنده ای قلاب دو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth