شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۸۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آب چشمم تا به ماهی رفت و آهم تا به ماههست بر درد دل من ماه تا ماهی گواه
۲
شد معلم پیر در تعلیم خلق اما چه سودچون ندارد ابجد عشقت درست آن طفل راه
۳
بعد ایامی که می بینم رخت پیش نظرگاه آب دیده مانع می شود گه دود آه
۴
خاک پایت را نگه می دارد از رویم رقیبآن سیه رو هیچ روی من نمی دارد نگاه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth