خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی رویت ز هر رویی نمودهبه جز روی تو خود رویی نبوده
۲
نموده روی خویش از حسن خوباندل عشاق بی سامان ربوده
۳
فروغ روی تو عالم بگیردز زلفت گر شود تاری گشوده
۴
نداند سر عشقت کس به از توکه هم خود گفته ای هم خود شنوده
صفحهٔ ۱ از ۲