خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن شیخ چه دیده ست که در خانه خزیدهبا خویشتن آمیخته وز خلق بریده
۲
هر تار تعلق که بریده ست ز اغیارچون کرم بریشم همه بر خویش تنیده
۳
خود خلق و تمنا کند از خلق رهاییاز خلق کسی چون رهد از خود نرهیده
۴
یک بار به گردی نرسید از ره مردیزنهار گمانش نبری مرد رسیده
صفحهٔ ۱ از ۲