خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهی بوسم به مستی پای خم گه دست پیمانهکنم دریوزه فیض از بزرگ و خرد میخانه
۲
به کوی زهدم ای ناصح مخوان از مجلس مستانبه کف یک دانه نقلم بهتر از تسبیح صد دانه
۳
ز گفت و گوی عشق ما برفت از یاد دوران رامقالات گل و بلبل حدیث شمع و پروانه
۴
چه سازم با تو تازه آشنایی های دیرین راچو دارد قدر بیش از آشنا پیش تو بیگانه
صفحهٔ ۱ از ۲