خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آیینه باش و عکس رخش بین در آینهمشنو خبر که نیست خبر چون معاینه
۲
گفتم توان جمال تو دیدن به عشوه گفتگر صاف دل چو آینه باشی هرآینه
۳
ذرات کون آینههای جمال اوستنقشی دگر نموده رخش در هر آینه
۴
صوفی تو خرقهپوشی و ما رند جرعهنوشما بیننا و بینک الا مباینه
صفحهٔ ۱ از ۲