شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۸۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم چو صبح ز شوق تو جامه شق کردهز مهر عارض تو اشک چون شفق کرده
۲
ز لطف خویش به هر جا گشاده گل ورقیبه خط سبز رخت نسخ آن ورق کرده
۳
به صحن باغ گذر کانچه داشت غنچه گرهگل از برای نثار تو بر طبق کرده
۴
نشسته بر رخ گل شبنم است یا ز نسیمشنیده نکهت تو وز حیا عرق کرده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth