شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۸۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا بسته ای به طره عنبرفشان گرهعشاق را فتاده به رگهای جان گره
۲
می کرد شانه شرح جمال تو مو به موناگه فکند زلف تواش بر زبان گره
۳
ساقی ز جام لعل تو یک نکته گفت دوشدر حلق شیشه شد می چون ارغوان گره
۴
خواهد فریب مرغ چمن باغبان که زدجعد بنفشه بر طرف بوستان گره
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth