خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سر زلف تو گره بر گرهدر دل ما صد گره از هر گره
۲
کار فرو بسته ما را بودبا سر زلف تو برابر گره
۳
قد من و رشته جان از غمتهست یکی حلقه و دیگر گره
۴
می نهد از عارض و زلفت صبابر سمن از غالیه تر گره
صفحهٔ ۱ از ۲