خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کس که نیست زنده به عشق تو مرده بهخود مرده پیش زنده دلان از فسرده به
۲
هر کس نهال شوق تو در باغ جان نکشتاز نخل آرزو بر دولت نخورده به
۳
چون چرخ سفله می دهد اندر نواله زهردست هوس به خوان نوالش نبرده به
۴
ای شیخ سبحه را مشمر شرط راه فقرکان رشته از قبیل علایق شمرده به
صفحهٔ ۱ از ۲