شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۸۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقیا صاف می عیش به خودکامان دهدردی درد به خون جگر آشامان ده
۲
هر که دردی نکشد گرچه سر خاصان استبکش افسار و سرش در گله عامان ده
۳
مشرب دردکشی نیست نکونامان رامطربا خیز و صلا در صف بدنامان ده
۴
زاهدان ز آتش ما سوختگان محرومندشرری یا رب ازین شعله به آن خامان ده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth