خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای غمت هر لحظه جان ناتوانی سوختهبرق عشقت خانه بی خانمانی سوخته
۲
این چنین کز هر درونی سوز عشقت شعله زدعاقبت بینم ازین آتش جهانی سوخته
۳
تربت ما را علم هم ز آتش دل به چو مابا درون آتشین رفتیم و جانی سوخته
۴
قصه سوز دل پروانه را از شمع پرسشرح آن آتش ندارد جز زبانی سوخته
صفحهٔ ۱ از ۲