شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۸۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اشکی که تو را بر گل رخسار دویدهباران بهار است که بر لاله چکیده
۲
تا اشک رسیده ست به روی تو چه گویمکز رشک به روی من مسکین چه رسیده
۳
اشک است به روی تو نه عکسی ست ز اشکمکش دیده در آیینه رخسار تو دیده
۴
از چشم و رخت اشک به هر جا که فتادهگلبرگ تر و لاله سیراب دمیده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth