شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۸۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی منت کس راست نشد زان قد و بالاجز کار من المنة لله تعالی
۲
بالای سرم شب نه سپهر است و ستارهبا دود دلم رفته شررهاست به بالا
۳
از گریه شد اسرار دلم فاش چو من کیسترسوا شده ای دیده خون از مژه پالا
۴
از نرگس خونریز تو یک غمزه بسنده ستزنهار به خونریزی ما دست میالا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth