خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای کزان آرام جانها مانده تنها زنده ایزندگی باشد وبال جان تو تا زنده ای
۲
یار قتل عاشقان امروز با فردا فکندشاد زی ای آنکه بر امید فردا زنده ای
۳
گر نیی ای زاهد از عشق جوانی زنده دلدر حقیقت مرده ای و آشکارا زنده ای
۴
ما تن خاکی تو روح پاکی ای جان و جهانگرچه ما مردیم دور از تو تو بی ما زنده ای
صفحهٔ ۱ از ۲