خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای مرغ سحر چند کنی ناله و زاریاز درد که می نالی و اندوه که داری
۲
گر هست تو را شوق گلی خیز چو بلبلبگذر به تماشاگه گل های بهاری
۳
چون فاخته گر شیفته سرو روانیاینجا چه کنی طرف چمن را چه گذاری
۴
نی نی غلطم هست تو را نیز غم و دردزان مه که چو گل بهر سفر بست عماری
صفحهٔ ۱ از ۲