شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۹۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی از خط سبزت تازه رسم فتنه انگیزیز تیغ غمزه ات نو دمبدم آیین خونریزی
۲
وزید از کوی تو بادی مشام جان معطر شدز زلفت می فشانی گرد یا خود مشک می بیزی
۳
بود پیوند جان آمیزش یاران تو این نکتهچرا هرگز نیاموزی و با یاران نیامیزی
۴
شکار لاغرم زارم بکش پیش سگان افکننبینم قدر آن خود را که از فتراکم آویزی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth