خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لی حبیب عربی مدنی قرشیکه بود درد و غمش مایه شادی و خوشی
۲
فهم رازش نکنم او عربی من عجمیلاف مهرش چه زنم او قرشی من حبشی
۳
ذره وارم به هواداری او رقص کنانتا شد او شهره آفاق به خورشیدوشی
۴
گرچه صد مرحله دور است ز پیش نظرموجهه فی نظری کل غداة و عشی
صفحهٔ ۱ از ۲