خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهی در دل گهی در دیده باشیدلم را خون کنی وز دیده پاشی
۲
ز لوح خاطرم نقش بتان راتراشیدی خوشا این بت تراشی
۳
خریدار تو زان رو شد جهانیکه چون یوسف به خوبی گشته فاشی
۴
چو چنگ از دست تو زان می خروشمکه چون چنگم رگ جان می خراشی
صفحهٔ ۱ از ۲