خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ارید بسط غرامی الیک بعد سلامیو لیس کل کلامی یفی ببعض غرامی
۲
به شرح شوق تو طی شد تمام نامه عمرمهنوز نامه شوقت نمی رسد به تمامی
۳
من ازدیارک قد عاقنی تفرق بالیاتت صحیفة شوقی یقوم فیه مقامی
۴
به روز وصل ندانم چه تحفه پیش تو آرمکه صرف شد به فراق تو نقد عمر گرامی
صفحهٔ ۱ از ۲