خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سینه روزن روزن است از ناوک صیدافکنیخانه دل را فروغ دیگر از هر روزنی
۲
دارم از اشک شفق گون دور ازان خورشید رویهمچو گردون هر نماز شام پر خون دامنی
۳
نیست آن اندام نازک را مناسب هر لباسبایدش از گل قبایی وز سمن پیراهنی
۴
کیست گل تا چهره افروزد به خوبی پیش توآتش رخسار تو یک شعله وز گل خرمنی
صفحهٔ ۱ از ۲